محمد مهدى ملايرى
276
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در لشكر تو بايد تكبيرگويانى باشند كه در شب و روز و پيش از جنگ تكبير بگويند و سپاهيان را به جنگ تشويق كنند و منازل شهدا را براى آنها باز نمايند و ثواب كار آنها و همچنين بهشت و درجات آن و نعمت ساكنان آن را براى آنها بيان كنند و به آنها بگويند : خدا را به ياد آوريد تا خدا هم شما را ياد كند ، از او پيروزى خواهيد تا شما را پيروز گرداند و به او پناه ببريد تا شما را پناه دهد . و اگر تو آنستى كه خود شخصا تعبيهء لشكرت را برعهده گيرى و سپاهيانت را هريك در مواضع خودشان و زير پرچمهاى خودشان قرار دهى و در اين كار از فرماندهان مورد اعتمادت كه سنى بر آنها گذشته و در اين كار تجربهها اندوختهاند كمك بگيرى چنين كن . اين نامه در سال 129 نوشته شده « و كتب سنه تسع و عشرين و مائه » « 1 » محتواى نامه و ريشههاى آن چنان كه ملاحظه مىشود عبد الحميد در اين نامه اصولى را در تربيت و به خصوص تربيت شاهان و شاهزادگان و بزرگان كشور و قواعدى را در آيين كشوردارى و طرز رفتار با خاصان و همنشينان يا زيردستان و دادخواهان و سخنچينان و مخبران و همچنين راه و روشهايى را در نظام جنگى و آداب لشكركشى به گفتگو گذارده كه هيچيك از آنها بدان صورت در خلافت اموى نه شناخته بوده و نه بدانها عمل مىشده تا خليفهء اموى آنها را به ولىعهدش توصيه كرده باشد . در حكومت اموى كه با همهء قدرت و گسترش قلمرواش هنوز ويژهگيهاى يك حكومت قبيلهاى و عشائرى را داشت چنين آيينهاى سخت و منظمى كه براى تربيت شاهان و شاهزادگان در طى قرنها به وسيلهء آگاهان و دانايان وضع شده بود و تنها در نظامهاى سلطنتى كهن قابل اجرا بود بيگانه مىنمود . زيرا امويان هنوز خوى عشايرى داشتند و بر فرض هم كه
--> ( 1 ) . « رسائل البلغاء » چاپ چهارم ، قاهره 1374 ه . ق . 1954 م ص 173 - 210 .